|
امشب فیلم انتخاباتی موسوی پخش شد. 1. خیلی ناراحت کننده یود. این فیلم خیلی شبیه به فیلم انتخاباتی احمدینژاد بود: رفتن میان مردم صحبت دوستانه و صمیمانه. مردمی که نداری و بدبختی مشکلاتشان را با اشک و آه فریاد میزدند، از اعتیاد پسرشان تا ظلم کار فرمایشان. درنبود مجرای درستی برای شکایت و دادرسی، در نبود نهادهای حمایت کننده دولتی، در نبود و نابودی NGOها، در جایی که مردم حق حرف زدن علیه هیچ کس و چیز را ندارند، آقایان داد و هوار و عجز و لابه ملت را در این دو روز آزادی به حساب خود واریز می کنند. و مردم بیچاره ما هم همهچیزشان را مستقیماً از رئیس جمهور میخواهند. با دیدن این فیلم یاد سفرهای استانی احمدینژاد و مقاله مسیح علینژاد افتادم. مهندس موسوی همچون احمدینژاد یک-تنه قرار است مملکت را اداره کند، نه تیمی، نه همراهی. یک کلمه حرف اصلاحطلبانه در این فیلم نبود. بازهم برگشت به ارزشها و رفرنس دادن به حمایت امام 30 سال قبل. خیلی نگرانم، کسی که هیچ قولی نداده است و هیچ برنامهای ندارد. اگر هم چیزی گفته است به مصداقش که رسیده است سکوت کرده است. از حقوق بشر گفته ولی از تابستان 67 و 18 تیر و ... هیچ چیز نگفته است. 2. داشتم فکر میکردم مگر از مجیدی انتظار داشتم چه بسازد؟ مجیدی با آن فیلمهای معناگرا و آن صحبتها علیه سروش. پ.ن: خود سروش که اخیراً بیانه صادر کرده است. ما که نفهمیدیم روشنفکرانمان چرا اینطوری هستند؟ گفتم فیلم موسوی شبیه فیلم احمدینژاد بود. ولی بی انصافی است که شخص موسوی را با احمدینژاد مقاسه کنیم. دکتر واقعاً تک است و بی همتا. خودش چیزهایی که میگوید باور میکند؟ + نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388 23:10 توسط بابك |
|
| |||